تبليغاتX
هوای گریه



پسرکی دو خط سیاه موازی روی تخته کشید خط اولی به دومی گفت ما میتوانیم
زندگی خوبی داشته باشیم . دومی قلبش تپید و لرزان گفت بهترین زندگی !!! در
همان زمان معلم بلند فریاد زد دو خط موازی هیچگاه به هم نمی رسند. و بچه ها
همه با هم تکرار کردند دو خط موازی هیچگاه به هم نمیرسند مگر آنکه یکی از آنها
برای رسیدن به دیگری خود را بشکند.

 

عشق نمی پرسه تو کی هستی؟ عشق فقط میگه: تو ماله منی .
عشق نمی پرسه اهل کجایی؟ فقط میگه: توی قلب من زندگی می کنی .
عشق نمی پرسه چه کار می کنی؟ فقط میگه:
باعث می شی قلب من به ضربان بیفته .
عشق نمی پرسه چرا دور هستی؟
فقط میگه: همیشه با منی .
عشق نمی پرسه دوستم داری؟
فقط میگه: دوستت دارم.

 

میونه خواب و بیداری تو رو میدیدم انگاری
به من گفتی نشو عاشق که عشق داره گرفتاری
گذاشتی سر روی شونم به من گفتی نمی دونم
چگونه میشه عاشق شد تو این دنیای بیزاری؟!
نشو عاشق! نباش عاشق! نگو حتی دوستم داری!
ولی بی عشق چه خواهی کرد؟!
من که قصه ی عشقمو با توتوی زندگی دیدم
هوای قلبمو با تو هوای بندگی دیدم
نپرسیدم نترسیدم منی که عاشقت بودم،
چرا گفتی که خواب عشقمو رو سادگی دیدم؟!
چرا عاشق ترین بودم تورو عاشق نمی دیدم؟!
عجب خواب پریشونی تو رویای تو می دیدم
که حتی آرزو کردم، تو رو هرگز نمی دیدم
نشو عاشق...
نباش عاشق...
باشه!!!

ولی بی عشق چه خواهی کرد؟!!!

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 12:28  توسط حامد  | 



پایت را بلند كن
چرا باور نداری جسمی زیر كفشهایت ناله میكند
این جسم دل من است
همان چیزی است كه روزی به خودم گفتی عزیزترین است
اما امروز بیرحمانه زیر پایت گذاشتی؟
باشد باز هم سكوت میكنم
مهم اینست كه تو دلت جایگاهش عزیز است پس من نمی نالم
برایم دل تو ارزش دارد نه آنكه زیر پایت جا گذاشته ام
نمی دانم چرا؟
اما چرا میدانم
اگر عزیز بود كه زیر پایت به گرو نمی گذاشتم
باشد برو اما قدری آهسته تر
شاید روزی دوباره دلت بخواهد داشته باشی
پس بگذار قدری جان داشته باشد.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 12:27  توسط حامد  | 



شده یه چیزی تو دلت سنگینی كنه....؟؟؟خیلی سخته ادم كسی رو نداشته باشه...


دلش لك بزنه كه با یكی درد دل كنه ولی هیچكی نباشه...


نتونه به هیچكی اعتماد كنه هر چی سبك سنگین كنه تا دردش رو به یكی بگه ...


نتونه اخرش برسه به یه بن بست ...


تك وتنها با یه دلی كه هی وسوسش می كنه اونو خالی كنه ...


اما راهی رو نمی بینه سرش روكه بالا می كنه اسمون رو می بینه به اون هم نمی تونه بگه...


خیری از اسمون هم ندیده

مگه چند بار اشك های شبونش رو پاك كرده...؟!

 

بهش محل هم نداده تا رفته گریه كنه زود تر از اون بساط گریه اش رو پهن كرده تا كم نیاره ...

 

خیلی سخته ادم خودش به تنهایی خو كنه اما دلی داشته باشه كه مدام از تنهایی بناله...

 

خیلی سخته ادم ندونه كدوم طرفیه؟!

 

خیلی سخته ادم احساس كنه خدا انو از بنده هایش جدا كرده ...

 

خیلی سخته ندونی وقتی داری با خدا درددل می كنی داره به حرفات گوش می ده یا ...

 

پرده ی گناهات انقدر ضخیم شده كه صدات به خدا نمی رسه.... ؟!

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 12:26  توسط حامد  | 



خداحافظ سکوت خسته ی باران خداحافظ.....خداحافظ به رسم خوب دلداران خداحافظ


   خداحافظ زمانی که برایم آرزو بودی......خداحافظ زمانی که فقط در یاد او بودی

  خداحافظ همین کافی و یک لبخند......هزاران قطره بر گونه و چشم و جاده و پیوند

  خداحافظ فقط یک بار برای رفتن جانم......برای مرگ چشمانم برای عشق و ایمانم

  خداحافظ و یک واژه و یک رفتن.....و یک خنده و یک آرامش و مردن

   خداحافظ تمام قصه ها آرام میمیرد.....و باران تا ابد چشمان من را سلطه میگیرد

   خداحافظ که انگار آخر قصه است.....و پایان پر از رازش غم و غصه است

   خداحافظ کلاغ قصه ی ما هم نرفت خونه.....کلاغ عاشق تنها غم دنیا رو میدونه

   خدا حافظ کمی غمگین تر از رگبار.....خداحافظ به امید دوباره خنده و دیدار

   خداحافظ کمی زوده.........نرو حالا.....خداحافظ از این لحظه منم اینجا تک و تنها

    خداحافظ ولی یادت نره نامرد .....برای دوری ما آسمون با خود دعا می کرد

     خداحافظ جدا از هم خداحافظ.....خداحافظ فقط یک کم خداحافظ

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 12:25  توسط حامد  | 



وقتی مردم چشمانم را با آب غسل خیس نمایید تا همه بدانند در داغ فراق یار گریان بودم، دهانم را با پنبه ای آغشته به کافور ببندید تا همه بدانند نتوانستم دردم را به کسی بگوییم ، چشمانم را باز بگذارید تا همه بدانند چشم انتظار بودم، دستانم را باز بگذارید تا همه بدانند بی ریا بودم، مرا در پارچه ای سفید بپیچانید تا همه بدانند آرزو به دل ماندم، روی تابوتم پارچه ای سیاه بکشید تا همه بدانند سیاه بخت بودم،روی مزارم گلدسته ای از گل سرخ بگذارید تا همه بدانند به یاد تنها عشق خود تنها گل سرخ زندگی ام زیستم و دیوانه ی اویم و او را می پرستم و هنوز :

                                                  قلب خاموشم به یاد اوست.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 21:18  توسط حامد  | 



خاک شد هرکه به این خاک زیست، خاک چه داند که دراین خاک چیست، سرانجام که باید دراین خاک رفت، خوشا آنکه پاک آمد وپاک رفت

وقتي نيستي هر چي غصه است تو صدامه

وقتي نيستي هر چي اشکه تو چشامه

از وقتي رفتي دارم هر ثانيه از رفتنت ميسوزم

 کاشکي بودي و ميديدي که چي آوردي به روزم

حالا عکست تنها يادگار از تو

خاطراتت تنها باقي مونده از تو

وقتي نيستي ياد تو هر نفس آتيش ميزنه به اين وجودم

 

هرگز از یادم نمی رود رفتن بی وداع تو را

رفتی و برگشتن تو شد  حسرت و اشکهای با مداد گل

اکنون بیا ای صبح ورق نخورده ام

نگذار که با خود به گور برم

آرزوی تماشای آفتاب

 

نمیدانم زندگی چیست؟؟ اگر زندگی شکستن سکوت است سالهاست که من سکوت را شکسته ام۰ اگر زندگی خروش جویبار است سالهاست که من در چشمه ی جوشان زندگی جوشیده ام اما این نکته را فراموش نمی کنم که زندگی بی وفاست زندگی به من آموخت که چگونه اشک بریزم اما اشکانم به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم

 

برسنگ قبر من بنويسـيد خسته بود اهــل زمين نبود نـمازش شــكســته بود بر سنگ قبر من بنويسيد شيشه بود تـنها از اين نظر كه سـراپا شـكســته بود بر سنگ قبر من بنويســـــــيد پاك بود چشمان او كه دائما از اشك شسـته بود بر سنگ قبر من بنويســيد اين درخت عمري براي هر تبر و تيشه، دســــته بود بر سنگ قبر من بنويســــــيد كل عمر پشت دري كه باز نمي شد نشسته بود

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 18:32  توسط حامد  | 



نتیجه انتخابات بر مبنای دو دو تا ده تا

 

مشارکت ۸۵ درصدی تنها به دلیل حضور موسوی بوده است

آرا سبز میلیونی موسوی کجاست ؟

بسیاری از مردمی که هیچ گاه در رای گیری ها شرکت نمی کردند در این رای گیری حضوری پر رنگ داشتند و رای سبز خود را به میرحسین موسوی اهدا کردند و اگر میرحسین در انتخابات نبود مطمئنا مانند دوره گذشته ریاست جمهوری تنها شاهد ۶۰ درصد مشارکت مردم می بودیم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 18:45  توسط حامد  | 



من که می دونم یه روزی میمیرم از نداشتنت    

                            گر چه دیگه عادت شده تو رو از خدا خواستنت

من که می دونم آخرش دق می کنم تو بی کسی  

                           ولی اینو هم می دونم به داد من نمیرسی

من که می دونم دل تو یه قلب ساده نمی خواد     

                           حتی واسه یه لحظه هم با دل من راه نمی اد

من که می دونم من مثل زمینم و تو آسمون       

                          هیچ وقت بهت نمیرسم اخه زیاده فاصلمون

من که می دونم عزیزم سرتو خیلی شلوغه    

                          حتی اگه بهم بگی دوستم داری یه دروغه

من که می دونم همیشه کسی هست از عشق واست بگه

منو این دل دیوونه واسه چی بخوای دیگه؟

من که می دونم پیش من نمی آی اما هنوز منتظرم

هنوز واسه نگاه تو حیرونم و در به درم

 

من که می دونم هیچ وقت عشق تو از یاد نمیره

                              خوب می دونم یه روز دلم از دوریت آخر میمیره!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 21:27  توسط حامد  | 



 

میروم

به دیار دیگری میروم
میروم که شاید کسی یادم کند...
شاید به یاد من کسی گریه کند...
شاید روزی که بفهمم کسی عاشقم هست...
دیگر عاشق نباشم....
چون دیگر نخواهم بود....

...برای کسی که هرگز یادم نکرد...

 

 چقدر دوست داشتم دیگران حرفهایم را بفهمند
و چقدر دوست داشتم نگاه خیس مرا درک کنند
چقدر دلم می خواست یک نفر به من بگوید

                 چرا لبخندهای تو اینقدر بی رنگ است                  

  اما کسی نبود همیشه من بودم و
من و تنهایی و
این دفتر شعرم...

View Full Size Image

 

اشتباهي كه همه عمر پشيمانم از آن

اعتمادي است كه بر مردم دنيا كردم

پيش از اين مردم دنيا دلشان درد نداشت ..... ؟!

خودمانيم ... !!!

زمين اين همه نامرد نداشت!

 

 

 

اومدی تو سرنوشتم    بی بهونه پا گذاشتی

اما تا قایقی اومد     از منو عشقم گذشتی

رفتی با قایق عشقت سوی روشنی فردا

من و دل اما نشستیم چشم به راهت لب دریا

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 21:26  توسط حامد  | 



 

Chahar Shanbeh Suri Festival of NowRuz Persian Iranian New Year for All Farsi Speaking People

Give me your beautiful red color
!And take back my sickly pallor

سرخی تو از من و
زردی من از تو

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 10:47  توسط حامد  | 



 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 12:6  توسط حامد  | 



بسْمِ الله الرَّحمنِ الرَّحيم

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبدِ الله اَلسَّلامُ عَلَيكَ يَابْنَ رَسُوْلِ الله اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ اَميِر المُؤمِنِيَن وَ ابْنَ سَيِدِ الوَصيّيَن اَلسَّلامُ عَلَيكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ سَيِدَةِ نِساءِ العْالَمِينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ الله وَ اَبنِ ثَارِهَ وَالوِتْرَ الْمَوْتُورِ اَلسَّلامُ عَلَيكَ وَ عَلي الَأرواحِ الَّتِي حَلَتْ بِفِنآئِكَ عَلَيكُمْ مِنْي جَمِيعاً سَلامُ اللهِ اَبداً ما بَقَيتُ وَ بَقِيَ الَّليلِ وَ النَّهارُ يا اَبا عَبدِ اللِه لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَتْ وَ عَظُمَتِ الُمصيبَةُ بِكَ عَلَينْا وَ عَلي جَميِع اَهْلِ الِأسْلِام وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ اَلمُصيبَتكَ في السَّمواتِ عَلي جَميع اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعِنَ اللهُ اُمَّةً اَسَسَتْ اَساسَ الظُّلمِ وَ الجُورِ عَلَيكُمْ اَهْلِ البَيتِ وَلَعَنْ اللهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتي رَتَبِكُمُ اللهُ فيها وَ لَعَنَ اللهُ اُمةً قَتَلَتكُمْ وَ لَعَنَ اللهُ المُمهِدِينَ لَهُمْ بِا لتَمكيِن مِنْ قِتالِكُمْ بَرِئتُ اِلَي اللهِ وَ اِلَيكُمْ مِنهُمْ وَ اَشياعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْليائهِمْ يا اَبا عَبدِ الله اِني سِلْمٌ ِلِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُم اِلي يُومِ القِيمةِ وَ لَعَنَ اللهُ الُ زِيادٍ وَ ال مَروانَ وَلَعَنَ اللهُ بَنِي اُمَيةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللهُ بْنَ مَرجانَةً وَ لَعَنَ اللهُ عُمَرِبْنِ سَعْد وَ لَعَنَ اللهُ شِمراً وَلَعَنَ اللهُ اُمةً اَسْرَجَتْ وَالجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ بِاَبي اَنتَ وَ اُمّي لَقَدْ عَظُمَ مُصابي بِكَ فَاَسئلُ اللهَ الَّذي اَكرَمَ مَقامَكَ وَ اَكْرَمَني اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلي اللهُ عَلَيهِ وَ الِه اَللّهُمَّ اَجْعَلني عِندكَ وَجيهًا با الحُسَينِ عَليهِ السَّلامُ فيِ الدُنيا وَ الأخِرَةِ يا اَبا عَبْدِ اللهِ اِني اَتَقرَّبُ اِليَ اللهِ وَ اِلَي رَسُولِهِ وَ اِلَي اَمير الُمؤمِنينَ وَ اِلي فاطِمَةً وَ ِالي الْحَسَنْ وَ اِلَيكَ ِبمُوالاتِكَ وَ بالَبرائةِ ِممنِ اَسَّسَ ذلِكَ وَ بَني عَليهِ بُنيانَهُ وَ جَري في ظُلمِه وَجَوْرِه عَلَيْكُمْ وَ عَلي اَشياعِكُمَ بَرِئتُ اِليَ اللهِ وَ اِليكُمْ مِنْهُمْ وَ اَتَقَربُ اِلَي اللِه ثمَّ اِلَيكُمْ بِموالاتِكُمْ وَ مُوالاةِ وَلِيكُمْ وَ بِالبَرائةِ مِنْ اَعدائِكُمْ وَ النّاصِبينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَبالبرآئةِ مِنْ اَشياعِهمْ وَ اَتباعِهمْ اِنيّ سِلمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وولٌّي لِمَن والاكُمْ وَ عَدُ وٌّ لِمَنْ عاداكٌمْ فَاسُئلُ الله اَلذي اَكرَمَني بِمَعرفَتِكُمْ وَ مَعرفَةِ اَوليائِكُمْ وَرَزَقنِي اَلبرائَةَ مِن اَعدائِكُمْ اَنْ يَجعَلنِي مَعَكُمْ في الدُّنيا وَ الاخرةِ وَ اَن يُثَبِتَ لي عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ في الدُّنيا وَالأخرةِ وَ اَسَئلهُ اَن يُبَلغَنيَ المَقامَ الَمحمودَ لَكُمُ عِنْدَ اللهِ وَ اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثاري مَعَ اِمامٍ هُدي ظاهِرٍ ناطِقٍ بالحَقِ مِنْكُمْ وَ اَسئلُ اللهَ بِحَقِكُمْ وَ بِالشَانِ اَلذيِ لَكُمْ عِندهُ اَنْ يَعطنِي بِمصابي بِكُمْ اَفْضَلَ ما يُعطي مُصاباً بِمُصيبةً ما اَعْظَمَها وَ اَعظمَ رَزَيِتها ِفي اِلاسلامِ وَ في جَميعَ السَّمواتِ وَ الارضِ اَللهُمَّ اجْعَلني في مَقامي هذا ِممَنْ تَنالُهُ مِنكَ صلَواتٌ وَ رحمةٌ وَ مَغفِرةٌ اَللهُمَّ اَجْعَلْ مَحيايَ مَحيا محمدٍ و ال مُحمد وَ مَماتي مَماتَ مُحمدٍ وَ ال مُحمدٍ اَللهمَّ اِنَّ هذا يَوْمٌ تَبركَتْ به بنوامَيَةَ وَ ابْنُ اكِلةَ الأَكبادِ الَّلعينُ ابنُ اللعينِ عَلي لِسانِك وَ لِسانِ نَبِيكَ صليَّ الله عليهِ و اله في كُلِ مَوْطِن وَ مَوقِفٍ وَقَفٍ فيهِ نَبيكَ صلي الله عليهِ و اللهمَّ الَعن اَبا سُفيانَ وَ معاويةَ وَ يزيدَ بْنَ مُعاويةَ عَليهِمْ مِنكَ الَّلعنةُ اَبَدَ الابِدينَ وَ هَذا يَوْمٌ فَرِحَتْ به ال زِيادٍ وَ الُ مَروانَ بِقَتلِكُمْ اَلحسُيَن صَلواتُ اللهِ عَليهِ اَللهُمَّ فَضاعَفْ عَليهمُ اللعنَ منكَ وَالعذابِ الأَليمَ اللهمَّ اني اتقربُ اليكَ في هذا اليومِ وَفي مَوقفي هذا وَ اَيام حَيوتي بِالبرآئةِ مِنهم وَاللعنةِ عَليهَمّْ السلامُ پس مي گويي صَد مرتبه اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علي ذالكَ اللهمَّ العنِ العصابةَ التي جاهدتِ الُحسين وَشايعتْ و بايِعتْ و تابِعتْ علي قِتله اللهمَّ العنهم جميعاً پس ميگوئي صد مرتبه السلام عليكَ يا ابا عَبداللهِ وَ علي الاَرواح الَّتي حَلت بفنآئِكَ عليكَ مِني سلامُ الله ابداً ما بَقيتُ وَ بقيَ الليلُ وَ النهارَوَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمني لزيارتكم السلامُ علي الحسين وعلي علي بن الحيسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين پس مي گوئي اللهمَ خُصَّ انتَ اَوّل ظالم باللعن مني وَابدَءُ به اولاًثمَّ الثاني وَالثالث َوَالرابعَ اللهمَّ العنِ يزيد خامساً و العن عبيدَ اللهِ بن زيادٍ و ابن مرجانةَ و عمربن سعد وَ شمراً و ال ابي سفيانَ وَال زياد و ال مروان و الي يوم القيامَة پس سجده مي روي و ميگوئي اللهمَّ لكَ الحَمد حمدَ الشاكرينَ لَكَ علي مصابهم الحمدُ للهِ علي عَظيمِ رَزيتي اللهمَّ ارزقني شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُروُدِ وَثبِتْ لي قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدِكَ مَعَ الحُسَينِ وَ اَصْحابِ الحُسَينِ الَّذينَ بَذَلُوا مُهْجُهْم دُوْنَ الحُسَينِ عَلَيه السَّلام 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 11:34  توسط حامد  | 



 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 14:19  توسط حامد  | 



ببخش اگه تو قصه مون دو رنگ و نامرد نبودم

                            ببخش که عاشقت بودم خسته و دل سرد نبودم

ببخش که مثل تو نشد خیانتو یاد بگیرم

                                     اگر که گفتم به چشات بزار واسه تو بمیرم

ببخش اگه تو گریه هام دو رنگی و ریا نبود

                                          اگر که دستام مثه تو با کسی آشنا نبود

ببخش اگه تو عشقمون کم نمی زاشتم چیزی رو

                                    ببخش که یادم نمی ره اون روزای پاییزی رو

لیاقت دستای تو بیشتر از این نبود عزیز

                                   نه نمی خوام گریه کنیِ،برای من اشکی نریز

          لیاقت چشمای تو،نگاه ِ پاک ِ من نبود

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 14:8  توسط حامد  | 



 

 
به او بگویید دوستش دارم، به او که قلبش به وسعت دریاییست که قایق کوچک دل من در آن غرق شده، به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نورو شعرو ترانه برد و چشمهایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد ...

به او بگویید دوستش دارم، به او که صدای پایش را میشنوم، به او که لحن کلامش را میشناسم ، به او که عمق نگاهش را میفهمم، به او که ...

به او بگویید دوستش دارم، به او که گل همیشه بهار من است، به او که قشنگترین بهانه برای بودن من است و به او که عشق جاودانه من است. ..

به او بگویید دوستش دارم، هرچند که او همراه من نیست، هرچند که او دیگر یار من نیست، اما همچنان در یاد و رویای من است و من همیشه حضورش را حس می کنم ، صدایش را می شنوم ، نگاهش را می بینم ، عطر نفسهایش را حس می کنم و تنها اوست که تا آخرین لحظه عمرم و تا روز زنده بودنم در قلب من باقیست و تنها بهانه است برای گریــه های شبانه ام ...

به او بگویید دوستش دارم هرچند که او مرا بیگانه با عشق نامید ...
به او بگویید دوستش دارم هرچند که او به عشق خیانت کرد...
به او بگویید...

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 13:47  توسط حامد  | 



 


آدمک آخر دنياست بخند، آدمک مرگ همين جاست بخند
دست خطي که تو را عاشق کرد، شوخي کاغذي ماست بخند
آدمک خر نشوي گريه کني، کل دنیا سراب است بخند
آن خدايي که بزرگش خواندي ،بخدا مثل تو تنهاست بخند

Tag: "آدمک" "ادمک"  "آدمک مرگ همین جاست بخند"
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 13:32  توسط حامد  | 



 

 

صد دفعه گفتم من به تو که عاقبت نداره عشق  

با اینکه قلب خسته ام با جون و دل واست نوشت 

روی دریا خونه ساختی ساده دل 

خیلی دیر یارو شناختی ساده دل  

تو قمار ناگوار عاشقی همه ی هستیتو باختی ساده دل

منم اون عاشق دیوونه ی اون که باز اومدم در خونه ی اون

اما اومدم تا نفرینش کنم نفرینمو به قلب سنگینش کنم

ای ساده دل اما نفرین که کار قلب تو نیست

تو برو با خط قلبت بنویس که دیگه تنهایی هام پایون نداره

اخه درد تنهایی گلایه نیست

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 13:11  توسط حامد  | 



 

شهادت امیر المومنین علی بن ابی طالب بر همه مسلمین تسلیت باد


علي اي هماي رحمت ، تو چه آيتي خدا را
كه به ماسوا فكندي همه ساية هما را
دل اگر خداشناسي همه در رُخ علي بين
به علي شناختم من بخدا قسم خدا را
به خدا كه در دو عالم اثر از فنا نماند
چو علي گرفته باشد سرچشمة بقا را
مگر اي سحاب رحمت تو بباري اَرنَه دوزخ
به شرار قهر سوزد همه جان ماسوار را
بر و اي گداي مسكين درِ خانة علي زن
كه نگين پادشاهي

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 17:34  توسط حامد  | 



عزیزم از صمیم قلب بهت تبریک میگم

امیدوارم همیشه موفق و سربلند باشی

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 20:16  توسط حامد  | 



زادگاه شیرین و فرهاد 

 View Full Size Image


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 21:49  توسط حامد  |